نگاهی به وصیت داریوش بزرگ
چند روز پیش کتابی بدسم رسید با عنوان " داریوش پادشاه بزرگ پارسی ها " نوشته "پیتر یولیوس یونگ " از انتشارات "پیام آپادانا" کتاب رو که باز کردم اولین چیزی که توجهم رو جلب کرد، وصیت نامه داریوش بود، شروع به خوندن کردم :
" اینک که من از این دنیا می روم 25 کشور جرو شاهنشاهی ایران است و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد ".
چه عظمتی!! چند لحظه مو بر تنم سیخ شد، یعنی ما از آنجا به اینجا رسیدیم؟
" ایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند "
پس چرا الان در همین کشور کوچک همسایه که زیر پونیز نقشه گم میشود اینقدر به ما بی احترامی میشه چطور شد که از 2500 سال پیش هم عقب تریم .
سراسر وصیت نامه داریوش پر است از نصایح و جملاتی که به راحتی میشه خلافش رو در جامعه امروزی ما یافت، به این قسمت توجه کنید:
" اکنون که من از دنیا میرم ، دوازده کرور زر در خزانه پادشاهی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد ، البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ثروت بیافزائی نه آنکه از آن بکاهی ".
پس چرا دکتر احمدی نژاد خزانه ( ذخیره ارزی ) را خالی کرد؟ آیا نصیحت داروش را نخواند؟ مشقول خواندن وصیت داریوش بودم که به این جمله رسیدم:
" هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار ... چون اگز به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند ، نخواهی توانست آنها را مجازات کنی "
آیا اکنون چنین سیستمی بر نظام اداری و حکومتی ایران حاکم است ؟ آیا به قول آقای احمدی نژاد باجناق فامیل نیست ؟و یا . . . .
وصیت نامه رو خوندم و تصمیم گرفتم متن کاملش رو برای بازدید کنندگان وبلاگ انتشار بدم جالبه. بخونید بد نیست .
متن کامل وصیت نامه داریوش بزرگ
نحوه افتتاح حساب برای افراد صغیر
در چند کامنتی که دوستان گذاشته بودن در خصوص افتتاح حساب سوالاتی داشتند که در این پست سعی میکنم مختصر توضیحاتی بدهم تا شاید مورد استفاده قرار بگیرد
کمی تاریخ مطالعه کنیم
اگر می خواهید مختصری از زندگی کورش کبیررو مطالعه کنید به صفخه برگی از تاریخ سری بزنید
، فکرر می کنم دانستن اینکه ما که بودیم و گذشتگان ما چکونه زندگی می کردند خیلی به ما کمک خواهد .
کمی به زندگی کورش کبیر بنگرید ،تفکرات و بینش اجتماعی کورش کبیر شگفت انگیز است
یعنی ما از آنجا به اینجا رسیدیم !!
من که از مطالعه تاریخ لذت می برم و گاهی هم افسوس می خورم
شروعی نو
با سلام
از زمانی که کار نوشتن در مورد بانک و مسایل بانکی رو آغاز کردم بیش از دو سال میگذرد ابتدا از پرشین بلاگ شروع کردم و سپس به بلاگفا رفتم و سر آخر هم به wordpress آمدم و در این مدت همیشه سعی کردم در حد توانم مسایلی از نظام بانکی داخلی و اموری که به نظرم ، ممکنه عموم مردم با آن مواجه بشوند و بخواهند اطلاعاتی در مورد آن کسب کنند را به رشته تحریر در بیاورم ، امید وارم که مورد توجه قرار گرفته باشد.
الان که به گذشته نگاه میکنم و به هشت سال عمری را که در نظام بانکی به عنوان کارمند گذراندم میبینم کار بانک آنقدر سخت و طاقت فرسا است که دیگر توان ندارم همه اوقات حضور در منزل را هم به تفکر در مورد بانک و اتفاقات آن سپری کنم
شاید این اثرات دیدن و شنیدن مسایل مختلف متداول در کل نظام اداری ایران باشد جایی که بیش از نیمی از قوانین و مقررات فقط برای تدریس در کلاسها و خواندن و بایگانی کردن وضع می شوند . اجرای عدالت درون سازمانی به یک آرزو تبدیل شده است و رابطه بر ضابطه حکم فرماست . نیمی از کارمندان آن نیمه دیگر را پل ترقی خود قرار می دهند و از هرفرصتی برای پاچه خواری و زیراب زدن استفاده میکنند، محلی که اگر در آن صادقانه کار کنی کسی نمیبیند ولی اگر کار نکنی و ریاکارانه نشان دهی که بسیار زحمت میکشی پیشرفت میکنی
جائی که لیاقت و شایستگی دلیل ترقی نیست
خلاصه درد بسیار است و این مجال فرصت گفتن نیست
باید بگویم خدا را شاکرم که شغلی جهت امرار معاش نصیبم کرد ولی در بدو ورودم هرگز تصور چنین فضائی را نداشتم ،حال در این برهه از دوران خدمت اداریم تصمیم گرفتم کارم و امور مربوط به آن را در همان محل کار گذاشته و فارغ به منزل برگردم و در ساعاتی که در بانک نیستم به آن فکر نکنم تا شاید کمی روحم را آزاد و فکرم رو مشوش نکنم ، البته باید بگویم همچنان صادقانه تا پایان نعهدم نسبت به بانک و در جهت رشد و ترقی سازمان مطبوعم تلاش خواهم کرد
شاید گاه گاهی به امور بانکی پرداختم و مطالبی رو روی این وبلاگ قرار دهم ولی از این پس می خواهم کلی تر به امور اطرفم نگاه کنم و دیدگاهم رو نسبت به امور اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، ورزشی و عیره به رشته تحریر درآورم شاید مفید تر واقع شود .
فعلا ……………..
دیدگاههای تازه