خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

عزاداری

آیا شما به عزاداری برای شهادت امامان  اعتقاد دارید؟

چرا باید در عزای ائمه معصوم (ص)  سیاه بپوشیم و بر سرو صورت خود بزنیم و های های بگرییم ، در حالی هنوز فلسفه وجودشان را بخوبی درک نکرده ایم. هنوز نمیدانیم امام حسین برای چه قیام کرد .

دیدن بعضی از صحنه ها و شنیدن برخی نوحه ها در ایام محرم و شهادت ائمه اطهار باعث شد کمی در این امر تفکر کنم . با خودم گفتم مگر امامان ما از جنس انسان نبودند (حتماً بودند ) که بعد از قرنها هنوز برای از دست دادنشان عزاداری میکنیم و بجای اینکه به فضایل اخلاقیشان توجه کنیم ، از سخنانشان بهره ببریم ، بشکلی برایشان میگرییم که انگار بیچاره ترین و مظلوم ترین افراد تاریخ بودند . نه آنها مظلوم و بیچاره نبوند بلکه می دانستند چکار میکنند، برای کارشان هدف داشتند در حالی که ما از اهدافشان غافلیم .

انسان از دو بعد جسمانی و روحانی برخوردار است و بعد جسمانی اش فانیست، از خاک برامده و به خاک برمیگردد  و همه انساها روزی می میرند ( خداوند در قرآن 162 بار از مرگ سخن گفته است ) و این تاکید، بر فانی بودن جسم انسان دلالت دارد . پیامبران و امامان ما از جنس انسانند و برآمده از خاک و لاجرم روزی باید به خاک برگردند و همینطور شد ( مگر مهدی موعود که به خواست خدا از انظار پنهان شد )   و اگر غیر از این بود درک و فهم دین بسیار سخت میشد. مرگ حق است ، قرار نبود که ائمه ما قرنها زنده باشند، و ما را هدایت کنند . حال ما طوری عزاداری میکنیم که انگار انتظار داشتیم که هیچوقت نمیرند ، طوری بر مظلومیت شان گریه میکنیم که انگار آنها فنا شدند ، داستانهائی و اشعاری از نحوه شهادتشان می سرائیم ( بسیاری غیر واقعی و زائیده ذهن  مداحان ) که سنگ را بگریه درآورد ، اگر مداحی مردم را نگریاند دگربار  او را دعوت نمی کنیم . این امر باعث شده که مداحان ما به سوی خرافه پردازی روی آورند، دانستانهائی غیر واقعی و ساختگی بسازند ، شان امامان را بسیار پائین آورند و مردم را فقط بگریانند . غافل از اینکه آنها برای هدایت ما آمدند نه برای گرایندن ما !

به یک نمونه از عزاداری ها توجه کنید :

تابان: مداح معروف تهرانی در مداحی بعدازظهر روز گذشته خود در یکی از حسینیه های تهران دعا کرد تا خبر مرگ سه تن از بزرگان اصلاح طلب و یکی از شخصیت های موثر نظام را دریافت کند.براساس خبر دریافتی نواندیش او دعا کرد تا هر چه زودتر خبر مرگ میرحسین موسوی ، مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی و یکی دیگر از شخصیت ها را دریافت کند.

مشخص نیست که طرح اینگونه مطالب توهین آمیز ، غیراخلاقی و ضد مذهبی چه تناسبی با عزاداری امام اول شیعیان دارد.

چند روز پیش کتابی بدسم رسید با عنوان ” داریوش پادشاه بزرگ پارسی ها ” نوشته “پیتر یولیوس یونگ ” از انتشارات “پیام آپادانا” کتاب رو که باز کردم اولین چیزی که توجهم رو جلب کرد، وصیت نامه داریوش بود، شروع به خوندن کردم :

” اینک که من از این دنیا می روم 25 کشور جرو شاهنشاهی ایران است و در تمام این کشور ها پول ایران رواج دارد “.

 چه عظمتی!! چند لحظه مو بر تنم سیخ شد،  یعنی ما از آنجا به اینجا رسیدیم؟

” ایرانیان در آن کشور ها دارای احترام هستند ”

پس چرا الان در همین کشور کوچک همسایه که زیر پونیز نقشه گم میشود اینقدر به ما بی احترامی میشه چطور شد که از 2500 سال پیش هم عقب تریم .

      سراسر وصیت نامه داریوش پر است از نصایح و جملاتی که به راحتی میشه خلافش رو در جامعه امروزی ما یافت، به این قسمت توجه کنید:

 ” اکنون که من از دنیا میرم ، دوازده کرور زر در خزانه پادشاهی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد ، البته به خاطر داشته باش که تو باید به این ثروت بیافزائی نه آنکه از  آن بکاهی “.

پس چرا دکتر احمدی نژاد خزانه ( ذخیره ارزی )  را خالی کرد؟  آیا نصیحت داروش را نخواند؟ مشقول خواندن وصیت داریوش بودم که به این جمله رسیدم:

 ” هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار … چون اگز به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند ، نخواهی توانست آنها را مجازات کنی ”

آیا اکنون چنین سیستمی بر نظام اداری و حکومتی ایران حاکم است ؟ آیا به قول آقای احمدی نژاد باجناق فامیل نیست ؟و یا . . . . 

وصیت نامه رو خوندم و تصمیم گرفتم متن کاملش رو برای بازدید کنندگان وبلاگ انتشار بدم جالبه. بخونید بد نیست .

 

 متن کامل وصیت نامه داریوش بزرگ

در چند کامنتی که دوستان گذاشته بودن در خصوص افتتاح حساب سوالاتی داشتند که در این پست سعی میکنم مختصر توضیحاتی بدهم تا شاید مورد استفاده قرار بگیرد

 

متن کامل رومطالعه کنید 

 

 

قانون مداری

        نميدونم چرا قانون مداري در جامه ما اينقدر منفور شده هر كس كه بخواهد قانون را رعايت كند به  آدمی، گير بده ، بد اخلاق ، غير مردمي و . . .  معروف ميشود و هر كسي كه با پا گذاشتن بر روي مقررات و بدون در نظر گرفتن منافع سازمان مطبوعش كار ميكند .  به انســـاني مــــردمي ، خوب ، خوش اخلاق و . . . معروف مي شود ، حتي اگر براي انجام كاري رشوه هم بگيرد اين محبوبيتش را از دست نمي دهد.

        من به دليل اينكه هيچوقت مقررات و بخشنامه ها رو فداي مصلحت و روابط نكردم همیشه با رئيسم كه آدم مصلحت انديشي است ، اختلاف عقیده دارم ، رئیس معتقد است  گه گاهي اوقاط بايد قانون را فداي خواست مشتري كرد و رضایت آنان را جلب کرد تا  در جامعه ما را به عنوان يك آدم كار ساز بشناسند.  من بااین نظر مخالفم و معتقدم انسان بايد جوري كار كند كه پيش وجدان خودش شرمنده نباشد ، نه پیش مردم . اعتقاد دارم حق را نباید پایمال کرد و به همه در چهارچوب قانون و بر اساس توان مشتری ، امکانات متناسب داد.

        من معتقدم قوانين هرچند ناقص و پر ايراد ولي بايد رعايت شود ، تصور کنیدکه یک قانونی حتی ناعادلانه ، اگر ما مجریان آن را برای همه یکسان رعایت کنیم ،نوعی عدل خاکم میشود

       من و امثال من زمان استخدام قسم خورديم و تعهد داديم در مسير منافع سازمان مطبوع  مان حركت كنيم  و بايد مقرراتي را كه سازمان و يا اداره وضع ميكند ، سرلوحه کارمان قرار دهیم  و اگر غير از اين باشد حقوقي كه از آن اداره مي گيريم ايراد دارد.

 اينطور نيست ؟ 

 

نوشته‌های قدیمی‌تر »